خرید بک لینک
منتشر شده در همشهری،۱۴شهریور۹۷ 1- ميخواهم بروم جايي در خفا و پنهاني، طوري كه كسي نبيند، زل بزنم به بخيههايي كه روزگار تكهتكه بر روح و جسمم دوخته و اگر شد چندتايياش را بكشم. 2- درست 6ماه و 11روز پي

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 5:37

منتشر شده در همشهري ۴ مهر۱۳۹۷ با زرنگي و لابيگري و مداهنه ميشود پلههاي زندگي به هر تقدير غمبار را دوتا يكي بالا رفت و ره چندساله را به ضرب و زور رذالتهايي پيشپاافتاده، در اندك زماني پيمود و به ن

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 5:37

شلوغ است. مثل همه عصرهایی که واگنها پر میشود و اگر نجنبی و پا تند نکنی باید معطل بمانی تا قطار بعدی. به زور خودمان را همراه جمعیت میچپانیم تو واگن شماره یازده یا شاید هم دوازده. خودمان، یعنی من و چ

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 5:37

ساعت هشت و ده دقیقه صبح است برای سومینبار موبایلم زنگ میزند. همان شماره دیروزی است که دو بار زنگ زده بود. گوشی را برمیدارم. زنی با صدای ریز، کلمات شمرده شمرده از دهانش بیرون میآید: «از طرف بیمه سا

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 5:37

نمایشنامهای تراژیک در سهپرده شخصیتهامسعود کتَسِفسی ـ متقاضی کار ـ 24سالهاجبارتوفیقی ـ متقاضی کار ـ 19سالهحمید تودشکچویی ـ متقاضی کارـ 28سالهمرد متبسم، مسئول استخدام در ادارهپرده او

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 5:37

تو واگن دهم يا دوازدهم مترو چپيده بوديم تنگ هم. مرد طاس قد كوتاه فربهاي دو سه دقيقهاي بود سر گِرد و به عرق نشستهاش را از زير بغلم به زور هُل داده بود تو و خبرهاي روزنامهاي را كه ميخواندم نگاه مي

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 5:37

غروب روزی که آقای جپورتی از اداره اخراج شد، ابرها تخت و چسبیده به هم، سینه آسمان ماسیده بودند. همین فضای رمانتیک، روز ج-جپورتی را بیشتر غمانگیز و نحس کرده بود.جپورتی، کارمند بخش بایگانی ادارهای نسبت

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 5:37

روزی که پزشکها از آقای عینالیقین قطع امید کردند و آب پاک روی دست خانوادهاش ریختند که چند روز بیشتر زنده نمیماند، ابرها کیپ تا کیپ خفت آسمان چسبیده

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 5:37

تو یک فضای کوچک 10 در 4متری داریم راه میرویم. 11 نفریم. 6 نفر تو آب و 5 نفر بیرون روی تختههای پلاستیکی طاقباز دراز کشیدهاند. چشمانشان را بستهاند. نمیدانیم به چه فکر میکنند. از 6نفر تو آب، جز ی

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 5:37

12دقیقه است دنبال جای پارک میگردم. تو کوچههای فرعی هم کیپ تا کیپ ماشینها پشت و جلو هم پارک کردهاند. برای سومینبار یکی از کوچهها را تا آخر میروم و برمیگردم. خبری نیست. جای پارک موتورسیکلت هم ن

برچسب: نویسنده: نگین رحمانی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 5:37

صفحه بندی